فرهنگ آریان‌پور

تصدی

#۵۷٬۴۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

charge

تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه

۲

incumbency

تصدى، عهده دارى، وظیفه، لزوم، وجوب

۳

tenure

حق تصدى، تصرف، نگهدارى، اشغال، اجاره دارى، تصدى

۴

inning

زمین باز یافته (از دریا یا مرداب)، تصدى، ورود، نوبت

۵

commission

ماموریت، تصدى، حق العمل، فرمان، حکم، هیئت، مامورین، کمیسیون، انجام گماشتن، ماموریت دادن

۶

keeping

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه takeover