فرهنگ آریانپور
تصدی
#۵۷٬۴۸۵
charge
تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه
incumbency
تصدى، عهده دارى، وظیفه، لزوم، وجوب
tenure
حق تصدى، تصرف، نگهدارى، اشغال، اجاره دارى، تصدى
inning
زمین باز یافته (از دریا یا مرداب)، تصدى، ورود، نوبت
commission
ماموریت، تصدى، حق العمل، فرمان، حکم، هیئت، مامورین، کمیسیون، انجام گماشتن، ماموریت دادن
keeping
(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه takeover