از
#۵٬۷۴۷
from
از، بواسطه، درنتیجه، از روى، مطابق، از پیش
greed
آز، حرص، طمع، حریص بودن، طمع ورزیدن
rapacity
آز، غارتگرى، یغماگرى، درنده خویى
by
به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم
ex
بى، بدون، از، در
in
پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه واژه هاى شامل in ـ (89)
over
بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش " over زمان
frae
(from =) ـ از، بواسطه، مطابق
since
بعد از، پس از، از وقتى که، چون که، نظر به این که، از این رو، چون، از آنجایى که
avarice
زیاده جویى، آز، حرص، طمع
avidity
اشتیاق، آز، حرص، آزمندى، پرخورى، طمع
gulosity
(greediness =) ـ آز، حرص
cupidity
حرص و آز براى به دست آوردن مال greediness فراز
esurience
گرسنگى، حرص، آز، پرخورى، ولع، جوع