فرهنگ آریانپور
تصاحب کردن
#۵۷٬۴۱۱
take
(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن
condemn
محکوم کردن، محکوم شدن
appropriate
اختصاص دادن، براى خود برداشتن، ضبط کردن، درخور، مناسب، مقتضى
requisition
درخواست، تقاضا، سخره، چیز مورد تقاضا، بازگرفتن، مصادره کردن، درخواست رسمى کردن