فرهنگ آریان‌پور

تصاحب‌ کردن

#۵۷٬۴۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن

۲

condemn

محکوم کردن، محکوم شدن

۳

appropriate

اختصاص دادن، براى خود برداشتن، ضبط کردن، درخور، مناسب، مقتضى

۴

requisition

درخواست، تقاضا، سخره، چیز مورد تقاضا، بازگرفتن، مصادره کردن، درخواست رسمى کردن