فرهنگ آریانپور
اریبی
#۵٬۷۳۳
declinate
اریبى، یک ورى شده
skew
کجى، انحراف، اریبى، منحرف، کج نگاه کردن، کج حرکت کردن، کج یا اریب گذاردن، تحریف کردن، نامتوازن، اریب
aslant
به طور مایل، به سوى سراشیب، اریبى، حرکت مایل
canted
کج شده، یک ور شده، داراى سطح شیب دار، اریبى
virgule
(م.ل.) میله، علامتى بدین شکل " و "، اریبى
bias
تمایل به یک طرف، طرفدارى، تعصب، به یک طرف متمایل کردن، تحت تاثیر قرار دادن، تبعیض کردن، پیشقدر
slant
کجى، کج کردن، کج شدن، خط کج، سطح اریب، شیب، نگاه کج، نظر، کج، اریب، سراشیب، کج رفتن، شیب پیدا کردن، تحریف کردن
obliquity
انحراف اخلاقى، گمراهى، کجى