واژههای فارسی←تشکیل شده یا ایجاد شده در محل خودفرهنگ آریانپورتشکیل شده یا ایجاد شده در محل خود#۵۷٬۳۰۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱autochthonousبومى، محلى، ذاتى، تشکیل شده یا ایجاد شده در محل خود، (زیست شناسى) جابجا نشدهواژههای نزدیک در الفباتشکیل استخوانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتشکیل استخوان - مرحله -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتشکیل استخوان جدیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتشکیل الیافمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتشکیل باشگاه یا انجمن دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتشکیل بافت لنفیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر