فرهنگ آریان‌پور

تشکیل دهنده

#۵۷٬۲۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

formative

تشکیل دهنده، درست کننده، ترکیب کننده، سازنده، شکل دهنده

۲

organizer

تشکیل دهنده، بنیاد گذار، موسس

۳

fundametal

بنیانى، اساسى، اصلى، بنیادى، تشکیل دهنده، واجب

۴

constitutive

ترکیب کننده، تشکیل دهنده، ساختمانى

۵

incorporator

کارمند اتحادیه، تشکیل دهنده، ترکیب کننده، یکى سازنده

۶

former

پیشتر، قبلا

۷

constituent

جزء اصلى، انتخاب کننده، موکل، سازنده