فرهنگ آریان‌پور

تشکیل دادن

#۵۷٬۲۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

constitute

تشکیل دادن، تاسیس کردن، ترکیب کردن

۲

form

ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن

۳

vocalize

با صدا ادا کردن، تلفظ کردن، تشکیل دادن

۴

compose

سرودن، ساختن، درست کردن، تصنیف کردن

۵

comprise

در بر داشتن، شامل بودن

۶

organize

سازمان دادن، متشکل کردن، تشکیلات دادن، درست کردن، سرو صورت دادن