فرهنگ آریان‌پور

تشک

#۵۷٬۲۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

pad

دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن

۲

panel

تابلو، صفحه هیئت، تشک، پالان، قطعه، قاب سقف، قاب عکس، نقاشى بر روى تخته، نقوش حاشیه دارکتاب، (مجازى) اعضاى هیئت منصفه، فهرست هیئت یاعده اى که براى انجام خدمتى آماده اند، هیئت، قطعه مستطیلى شکل، قسمت جلوى پیشخوان اتومبیل و هواپیما و غیره، قاب گذاردن، حاشیه زدن به

۳

mattress

لایى، تشک