فرهنگ آریان‌پور

تشعشع

#۵۷٬۲۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

luminance

تشعشع، روشنایى

۲

ray

شعاع، پرتو، روشنایى، تشعشع، اشعه تابشى، برق زدن، درخشیدن، تشعشع داشتن، (جانور شناسى) ماهى چهار گوش عمق زى که از حلزون تغذیه مى کند

۳

flash

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى

۴

glare

درخشندگى زیاد، روشنایى زننده، تابش خیره کننده، تشعشع، خیره نگاه کردن

۵

radiance

(radiancy =) ـ شید، تابندگى، تشعشع، درخشندگى، پرتو

۶

radiancy

(radiance =) ـ شید، تابندگى، تشعشع، درخشندگى، پرتو

۷

radiation

(radiational =) ـ تابش، پرتو افشانى، تشعشع، برق، جلا

۸

refulgence

درخشندگى، شکوه، جلال، تشعشع، نور افشانى

۹

radiational

(radiation =) ـ تابش، پرتو افشانى، تشعشع، برق، جلا