فرهنگ آریان‌پور

تشریح کردن

#۵۷٬۱۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

analyse

تجزیه کردن، تحلیل کردن، (مجازى) موشکافى کردن، جدا کردن، جزئیات را مطالعه کردن، پاره پاره کردن، تشریح کردن، (شیمى) با تجزیه آزمایش کردن، فرگشایى کردن، کاویدن

۲

analyze

تجزیه کردن، تحلیل کردن، (مجازى) موشکافى کردن، جدا کردن، جزئیات را مطالعه کردن، پاره پاره کردن، تشریح کردن، (شیمى) با تجزیه آزمایش کردن، فرگشایى کردن، کاویدن

۳

dissect

کالبدشکافى کردن، تشریح کردن، (مج) موشکافى کردن

۴

anatomize

کالبد شناسى کردن، تشریح کردن، قطعه قطعه کردن، تجزیه کردن