فرهنگ آریانپور
تشریح کردن
#۵۷٬۱۸۰
analyse
تجزیه کردن، تحلیل کردن، (مجازى) موشکافى کردن، جدا کردن، جزئیات را مطالعه کردن، پاره پاره کردن، تشریح کردن، (شیمى) با تجزیه آزمایش کردن، فرگشایى کردن، کاویدن
analyze
تجزیه کردن، تحلیل کردن، (مجازى) موشکافى کردن، جدا کردن، جزئیات را مطالعه کردن، پاره پاره کردن، تشریح کردن، (شیمى) با تجزیه آزمایش کردن، فرگشایى کردن، کاویدن
dissect
کالبدشکافى کردن، تشریح کردن، (مج) موشکافى کردن
anatomize
کالبد شناسى کردن، تشریح کردن، قطعه قطعه کردن، تجزیه کردن