فرهنگ آریان‌پور

تشر زدن

#۵۷٬۱۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

browbeat

(past: browbeat ; past participle: browbeaten) ـ عتاب کردن، تشر زدن، نهیب زدن به

۲

pout

لب کلفتى، جلو آمدگى لبها، لب و لوچه را جمع کردن، لب را به زیر آویختن، اخم کردن

۳

rate

درچند، نرخ، سرعت، روش، طرز، منوال، نرخ بستن بر، بها گذاشتن بر، بر آورد کردن، شمردن، میزان، ارزیابى کردن

۴

snap

بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن