فرهنگ آریان‌پور

تشابه

#۵۷٬۰۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

simile

تشبیه، صنعت تشبیه، استعاره، تشابه، شبیه

۲

homogeny

(معنى مجازى) همانندى درنتیجه داشتن یک اصل، همانندى، تشابه، ایجاد جنسى شبیه خود

۳

symmetry

تقارن، هم آراستگى، هم جور، قرینه، تناسب، مراعات نظیر، تشابه، همسازى

۴

similarity

همسانى، همانندى، تشابه، مشابهت، مانند بودن، همگونگى

۵

resemblance

شباهت، تشابه، همانندى، همشکلى، مقایسه

۶

correspondence

(correspondency =) ـ تناظر، مکاتبه، مکاتبات، ارتباط، مطابقت، تشابه، مراسلات

۷

correspondency

(correspondence =) ـ ارتباط، مطابقت، تشابه، مراسلات

۸

parity

برابرى، تساوى، زوج بودن، تعادل، جفتى، توازن، زوجیت

۹

equality

مساوات، برابرى، تساوى، یکسانى، شباهت

۱۰

likeness

شباهت، همانندى، شکل، شبیه، پیکر، تصویر

۱۱

parallel

موازى همز مان، موازى، متوازى، (مجازى) برابر، خط موازى، موازى کردن، برابر کردن

۱۲

comparison

مقایسه، همسنجى، تطبیق، سنجش، برابرى، تشبیه

۱۳

similitude

شباهت صورت، بیرون، ظاهر، تشبیه، تمثیل

۱۴

parallelism

موازات، برابرى، همسانى، مشابهت، ترادف عبارات، اشتراک وجه، تقارن

۱۵

approximation

نزدیکى، شباهت زیاد، قریب به صحت، تخمین، تقریب commonality