فرهنگ آریان‌پور

تسویه کردن

#۵۷٬۰۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

liquidate

تسویه کردن، حساب را واریز کردن، برچیدن، از بین بردن، مایع کردن، به صورت نقدینه درآوردن، سهام

۲

defray

پرداختن، متحمل شدن، تسویه کردن

۳

liquidize

به صورت مایع درآوردن، صاف کردن، تسویه کردن، از بین بردن

۴

compromise

تراضى، مصالحه، توافق، مصالحه کردن، تسویه کردن

۵

pay off

پرداخت کردن (تمام دیون)، تادیه کردن، تسویه کردن، پرداخت، منفعت، جزاى کیفر، نتیجه نهایى