فرهنگ آریان‌پور

تسویه

#۵۷٬۰۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

liquidation

تسویه، از بین رفتن، واریز حساب، نابودى

۲

settle

واریز، تسویه، جا دادن، ماندن، مقیم کردن، ساکن کردن، واریز کردن، تصفیه کردن، معین کردن، ته نشین شدن، تصفیه حساب کردن، نشست کردن

۳

solution

چاره سازى، شولش، حل، محلول، راه حل، تادیه، تسویه

۴

adjustment

سازگارى، تعدیل، تنظیم، تطبیق، (حقوق) تسویه، اصلاح، (مکانیک) میزان، آلت تعدیل، اسباب تنظیم

۵

settlement

واریز، تصفیه، تسویه، پرداخت، توافق، ته نشینى، مسکن، کلنى، زیست گاه

۶

clearing

واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن clear