فرهنگ آریانپور
تسویه
#۵۷٬۰۵۹
liquidation
تسویه، از بین رفتن، واریز حساب، نابودى
settle
واریز، تسویه، جا دادن، ماندن، مقیم کردن، ساکن کردن، واریز کردن، تصفیه کردن، معین کردن، ته نشین شدن، تصفیه حساب کردن، نشست کردن
solution
چاره سازى، شولش، حل، محلول، راه حل، تادیه، تسویه
adjustment
سازگارى، تعدیل، تنظیم، تطبیق، (حقوق) تسویه، اصلاح، (مکانیک) میزان، آلت تعدیل، اسباب تنظیم
settlement
واریز، تصفیه، تسویه، پرداخت، توافق، ته نشینى، مسکن، کلنى، زیست گاه
clearing
واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن clear