فرهنگ آریان‌پور

تسهیم کردن

#۵۷٬۰۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

share

سهم، تسهیم کردن، سهم بردن، حصه، بخش، بهره، قسمت، بخش کردن، قیچى کردن

۲

whack

صداى کتک زدن، صداى اصطکاک، صداى ضربت، ضربت، سهم، زدن، محکم زدن، تسهیم کردن

۳

portion

بخش، سهم، جزء، تکه، بهره، برخه، نصیب، سرنوشت، قسمت، ارث، تسهیم کردن، سهم بندى کردن، بخشیدن

۴

multiplex

چندتایى، متعدد، مرکب، (در تلفن وتلگراف) چند خبر را همزمان بر روى یک سیم فرستادن، تسهیم کردن، تسهیم

۵

whack up

تقسیم به سهام کردن، قسمت کردن، تسهیم کردن