فرهنگ آریان‌پور

تسهیلات

#۵۷٬۰۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

convenience

آسودگى، راحتى، (در جمع) تسهیلات

۲

fixture

چیز ثابت، (در جمع) اثاثه ثابت، لوازم نصب کردنى

۳

facility

سهولت، امکان، وسیله، وسیله تسهیل، روانى، تردستى

۴

amenities

سازگارى، مطبوعیت، نرمى، ملایمت comforts conveniences

۵

facilities

سهولت، امکان، وسیله، وسیله تسهیل، روانى، تردستى facility accommodations