فرهنگ آریان‌پور

تسهیل‌ کردن

#۵۷٬۰۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

facilitate

آسان کردن، تسهیل کردن، کمک کردن

۲

help

کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور

۳

favor

(favour =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن

۴

pander

(panderer =) ـ جاکش، واسطه کار بد، جاکشى کردن

۵

expedite

تسریع کردن در، پیش بردن، شتابان