فرهنگ آریانپور
تسهیل کردن
#۵۷٬۰۴۲
facilitate
آسان کردن، تسهیل کردن، کمک کردن
help
کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور
favor
(favour =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن
pander
(panderer =) ـ جاکش، واسطه کار بد، جاکشى کردن
expedite
تسریع کردن در، پیش بردن، شتابان