فرهنگ آریان‌پور

تسمه

#۵۶٬۹۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

strop

تسمه، طناب کوتاه، چرم تیغ تیزکن، به چرم کشیدن و تیز کردن

۲

thong

تسمه، قیش، شلاق زدن، با تسمه بستن

۳

whang

تسمه، ضربه، ضربت، صداى بر خورد دو جسم، قسمت، سهم، با صداى بلند زدن، کوبیدن

۴

bail

توقیف، حبس، واگذارى، انتقال، ضمانت، کفالت، بامانت سپردن، کفیل گرفتن، تسمه، حلقه دور چلیک، سطل، به قید کفیل آزاد کردن

۵

belt

کمربند، تسمه، بند چرمى، شلاق زدن، (کمر) بستن، محاصره ردن، باشدت حرکت یا عمل کردن

۶

hoop

حلقه، انگشتر، تسمه، تسمه زدن، حلقه زدن به، احاطه کردن

۷

lash

شلاق، تسمه، تازیانه، ضربه، مژگان، شلاق خوردن

۸

garth

حیاط، محوطه، سد یا بند ماهى گیرى، تسمه

۹

strap

بند چرمى، بند رکاب، تسمه رکاب، تسمه، فیش، تازیانه زنى، تسمه فلزى با تسمه بستن با تسمه نگاه داشتن، کشیدن، تیز کردن (تیو)، با تسمه آویختن

۱۰

sling

(past: slung ; past participle: slung) ـ قلاب سنگ، فلاخن، رسن، بند، تسمه تفنگ، زنجیر، زنجیردار، پرتاب کردن، انداختن، پراندن

۱۱

halter

افسار، تسمه، افسار کردن، پالهنگ، مهار، (وزنه بردارى) هالتر، طناب چوبه دار

۱۲

ribbon

نوار، روبان، نوار ماشین تحریر، نوار ضبط صوت و امثال آن، نوار فلزى، تسمه، تراشه

۱۳

latchet

بند کفش، قیش، تسمه

۱۴

tab

جدول بندى، زائده، صورت حساب، هزینه، برگ، باریکه، حساب، شمارش، باریکه دادن به، نوار زدن به، نشان دار کردن، گلچین کردن

۱۵

tape

بانوار یا قیطان بستن، نوار، نوار ضبط صوت، نوار چسب، نوار زدن، ضبط کردن، بانوار بستن واژه هاى شامل tape ـ (45)

۱۶

strip

برهنه کردن، محروم کردن از، لخت کردن، چاک دادن، تهى کردن، باریکه، نوار

۱۷

cincture

کمربند، احاطه، حلقه، محوطه، احاطه کردن، کمر چیزى را بستن