فرهنگ آریان‌پور

تسلیم شدن

#۵۶٬۹۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

acquiesce

تسلیم شدن، تن در دادن، راضى شدن، رضایت دادن، موافقت کردن، آرام کردن

۲

capitulate

تسلیم شدن

۳

give in

تسلیم شدن

۴

obey

اطاعت کردن، فرمانبردارى کردن، حرف شنوى کردن، موافقت کردن، تسلیم شدن

۵

quit

(past: quit, quitted ; past participle: quit, quitted) ـ ول کردن، دست کشیدن از، تسلیم شدن ترک، متارکه، رها سازى، خلاصى

۶

defer

عقب انداختن، بتعویق انداختن، تاخیر کردن، تسلیم شدن، احترام گذاردن

۷

submit

تسلیم کردن، ارائه دادن، تسلیم شدن، تقدیم داشتن، پیشنهاد کردن، گردن نهادن، مطیع شدن

۸

abandon

ترک گفتن، واگذار کردن، تسلیم شدن، رها کردن، تبعید کردن، واگذارى، رها سازى، بى خیالى

۹

knuckle

بند انگشت (مخصوصاً برآمدگى پنج انگشت)، قوزک پا یا پس زانوى چهار پایان، برآمدگى یا گره گیاه، قرحه روده، تن در دادن به، تسلیم شدن، مشت زدن

۱۰

succumb

از پاى در آمدن، تسلیم شدن، سرفرود آوردن

۱۱

surrender

واگذار کردن، سپردن، رها کردن، تسلیم شدن، تحویل دادن، تسلیم، واگذارى، صرفنظر

۱۲

vouchsafe

تفویض کردن، لطفاً حاضر شدن، پذیرفتن، تسلیم شدن، عطا کردن، بخشیدن، اعطا کردن

۱۳

bow

خم شدن، تعظیم کردن، تعظیم، کمان، قوس

۱۴

bend

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن

۱۵

give

(past: gave ; past participle: given) ـ واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به، بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریه کردن

۱۶

yield

حاصل، محصول دادن، باور کردن، ثمر دادن، واگذار کردن، ارزانى داشتن، بازده، محصول، تسلیم کردن یا شدن

۱۷

prostrate

به خاک افتاده (در حال عبادت یا خضوع)، روى زمین خوابیده، دمر خوابیده، افتادن، درمانده و بیچاره شدن