تسلیم
#۵۶٬۹۵۱
rendition
تسلیم، بازگردانى، پرداخت، تحویل، ترجمه، تفسیر
livery
(حقوق) تحویل، تسلیم، رد و بدل (مثل ضربات متبادله)، رهایى، نجات، (معنى مجازى) لباس و خوراکى که به نوکر داده مى شود، لباس مستخدم، جیره، علیق اسب، جامه، مستخدم
passive
انفعالى، مفعول، تاثر پذیر، تابع، بیحال، دستخوش عامل خارجى، غیر فعال، مطیع و تسلیم، کنش پذیر، منفعل
delivery
تحویل، رهایى، فراغت از زایمان، تسلیم
quietism
آرامش گرایى، فرقه متصوفه اهل سکوت، تسلیم، سکوت
resigned
تن به قضا داده، تن به رضا (خدا) داده، تسلیم پیشامد یا تقدیر، مسلم
deference
تن دردهى، تسلیم، تمکین، احترام (گذارى)
surrender
واگذار کردن، سپردن، رها کردن، تسلیم شدن، تحویل دادن، تسلیم، واگذارى، صرفنظر
prehension
(حقوق) قبض، اخذ، گرفتن، تسلیم، تحویل
submission
مطیع، تابع، تسلیم، واگذارى، تفویض، فرمانبردارى، اطاعت، اظهار اطاعت، انقیاد
resignation
استعفا، واگذارى، کناره گیرى، تفویض، تسلیم
capitulation
کاپیتولاسیون، تسلیم
obedience
اطاعت، فرمانبردارى، حرف شنوى، رامى
submissive
مطیع، فروتن، حلیم، خاضع، خاشع، سر به زیر
acquiescent
خشنود، راضى، ساکت، راضى شونده
subordinate
تابع، مادون، مرئوس، وابسته، فرعى، پایین تر، تابع قرار دادن، زیردست یا مطیع کردن، فرمانبردار
acquiescence
رضایت، تن در دادن، موافقت