فرهنگ آریان‌پور

تسلط

#۵۶٬۹۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

dominance

تسلط، نفوذ، غلبه

۲

predomination

تسلط، برترى، حکمفرمایى

۳

gripe

شکایت، شکوه کردن، نق نق زدن، گله کردن، گله، محکم گرفتن، با مشت گرفتن، آزردن، فهمیدن، گیر، گرفتن، چنگ، تسلط، مهارت، درد سخت، تشنج موضعى، قولنج

۴

hegemony

برترى، تفوق، استیلا، تسلط، پیشوایى، اولویت

۵

domination

سلطه، تسلط، غلبه، استیلا، تفوق، تحکم، چیرگى

۶

hold

(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى

۷

grasp

فراچنگ کردن، به چنگ آوردن، گیر آوردن، فهمیدن، چنگ زدن، قاپیدن، اخذ، چنگ زنى، فهم

۸

command

فرمان، فرمایش، سرکردگى، فرماندهى، فرمان دادن، حکم کردن، امر کردن

۹

control

کنترل، کنترل کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن، بازرسى، بازبینى، کاربرى control ـ (53)

۱۰

government

دولت، حکومت، فرماندارى، طرز حکومت هیئت دولت، عقل اختیار، صلاحدید

۱۱

predominance

(preminence , predominancy =) ـ برترى، علو، رجحان، تفوق