فرهنگ آریان‌پور

تسلسل

#۵۶٬۹۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

serialization

تسلسل، ترتیب

۲

suit

درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به

۳

track

شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن

۴

sequence

ترتیب، دنباله، ترتیب دادن، پى رفت، توالى، ترادف، تسلسل، تابعیت، رشته، به ترتیب مرتب کردن

۵

continuum

پیوستگان، رشته مسلسل، تسلسل، پى درپى، مستمر، زنجیره

۶

continuity

پیوستگى، اتصال، استمرار، تسلسل، دوام

۷

progression

فرایازى، تصاعد، توالى، تسلسل، پیشرفت

۸

concatenation

الحاق، تسلسل

۹

course

دوره، مسیر، روش، جهت، جریان، درضمن، بخشى از غذا، آموزه، آموزگان دنبال کردن، بسرعت حرکت دادن، چهار نعل رفتن

۱۰

succession

توالى، جانشینى، پى آیى، ترادف، ردیف، وراثت