فرهنگ آریان‌پور

تسکین دادن

#۵۶٬۸۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

palliate

تسکین دادن، موقتا آرام کردن

۲

pacification

تسکین دادن، آرامش

۳

quell

فرو نشاندن، سرکوبى کردن، تسکین دادن

۴

quiet

(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا

۵

salve

ضماد، مرهم، مرهم تسکین دهنده، (مجازى) داروى تسکین دهنده، ضماد گذاشتن، تسکین دادن

۶

pacify

آرام کردن، فرو نشاندن، تسکین دادن

۷

smooth

سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن

۸

soothe

آرام کردن، تسکین دادن، دل به دست آوردن، دلجویى کردن، استمالت کردن

۹

appease

آرام کردن، ساکت کردن، تسکین دادن، فرو نشاندن، خواباندن، خشنود ساختن

۱۰

mollify

فرو نشاندن، آرام کردن، نرم کردن، تسکین دادن، خواباندن

۱۱

placate

آرام کردن، تسکین دادن، آشتى کردن

۱۲

quieten

(quiet =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن

۱۳

mitigate

سبک کردن، تخفیف دادن، تسکین دادن

۱۴

propitiate

خشم را فرو نشاندن، استمالت کردن، تسکین دادن

۱۵

temporalize

به دفع الوقت گذراندن، وقت گذراندن، مطابق مقتضیات وقت عمل کردن، تسکین دادن

۱۶

allay

آرام کردن، از شدت چیزى کاستن

۱۷

alleviate

سبک کردن، آرام کردن، کم کردن