فرهنگ آریان‌پور

تسعیر کردن

#۵۶٬۸۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

convert

برگرداندن، وارونه کردن، معکوس کردن، به کیش دیگرى آوردن، تازه کیش، تبدیل کردن

۲

convertible

قابل تبدیل، تغییر پذیر، قابل تسعیر