فرهنگ آریان‌پور

تسطیح

#۵۶٬۸۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

tabulation

جدول بندى، تنظیم به صورت جدول، تسطیح

۲

clearing

واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن clear