فرهنگ آریان‌پور

تسریع‌ کردن موعد چیزی

#۵۶٬۸۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

anticipate

پیش بینى کردن، انتظار داشتن، پیشدستى کردن، جلو انداختن، پیش گرفتن بر، سبقت جستن بر