فرهنگ آریان‌پور

تسریع‌ کردن رشد گیاه با وسایل فنی و مصنوعی

#۵۶٬۸۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

force

زور، نیرو، جبر، عنف، نفوذ، (در جمع) قوا، عده، شدت عمل، (فیزیک) بردار نیرو، خشونت نشان دادن، درهم شکستن، قفل یا چفت را شکستن، مسلح کردن، مجبور کردن به زور گرفتن، به زور باز کردن، بى عصمت کردن، راندن، بیرون کردن، با زور جلو رفتن، تحمیل، مجبور کردن