فرهنگ آریانپور
تسریع کردن
#۵۶٬۸۶۵
expedite
تسریع کردن در، پیش بردن، شتابان
speed
(past: sped, speeded ; past participle: sped, speeded) ـ سرعت، تندى، عجله، شتاب، کامیابى، میزان شتاب، درجه تندى، وضع، حالت، شانس خوب داشتن، کامیاب بودن، با سرعت راندن، سریع کار کردن، تسریع کردن
accelerate
شتاباندن، تسریع کردن، تند کردن، شتاب دادن، بر سرعت (چیزى) افزودن، تند شدن، تندتر شدن، سرعت دادن، سرعت گرفتن
hasten
تسریع ردن، شتاباندن، شتافتن
quicken
زنده کردن، جان دادن به، روح بخشیدن، تسریع شدن، تخمیر کردن، زنده شدن