فرهنگ آریانپور
تسریع شدن
#۵۶٬۸۶۳
urge
اصرار کردن، با اصرار وادار کردن، انگیختن، تسریع شدن، ابرام کردن، انگیزش
quicken
زنده کردن، جان دادن به، روح بخشیدن، تسریع شدن، تخمیر کردن، زنده شدن
speed
(past: sped, speeded ; past participle: sped, speeded) ـ سرعت، تندى، عجله، شتاب، کامیابى، میزان شتاب، درجه تندى، وضع، حالت، شانس خوب داشتن، کامیاب بودن، با سرعت راندن، سریع کار کردن، تسریع کردن