فرهنگ آریان‌پور

تسخیر کردن

#۵۶٬۸۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

import

وارد کردن، به کشور آوردن، اظهار کردن، دخل داشتن به، تاثیر کردن در، با پیروزى به دست آمدن، تسخیر کردن، اهمیت داشتن، کالاى رسیده، کالاى وارده، (در جمع) واردات

۲

conquer

پیروزى یافتن بر، فتح کردن، تسخیر کردن

۳

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن