فرهنگ آریانپور
تزیین کردن
#۵۶٬۷۵۵
ornament
پیرایه، زیور، زینت، آراستن، آرایش، تزیین کردن
deck
عرشه، عرشه کشتى، کف، سطح، دستینه، دسته، (در ورق بازى) یک دسته ورق آراستن، زینت کردن، عرشه دار کردن، (معنى مجازى) پوشاندن
trim
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل
adorn
زیبا کردن، قشنگ کردن، آرایش دادن، زینت دادن، با زر و زیور آراستن
bedeck
(adorn =) ـ آرایش کردن، آراستن، زینت دادن
decorate
آذین کردن، پیراستن، آرایش دادن، زینت کردن، نشان یا مدال دادن به
embellish
آرایش کردن، آرایش دادن، زینت دادن، زیبا کردن، پیراستن