فرهنگ آریان‌پور

تزیین‌ کردن

#۵۶٬۷۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ornament

پیرایه، زیور، زینت، آراستن، آرایش، تزیین کردن

۲

deck

عرشه، عرشه کشتى، کف، سطح، دستینه، دسته، (در ورق بازى) یک دسته ورق آراستن، زینت کردن، عرشه دار کردن، (معنى مجازى) پوشاندن

۳

trim

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل

۴

adorn

زیبا کردن، قشنگ کردن، آرایش دادن، زینت دادن، با زر و زیور آراستن

۵

bedeck

(adorn =) ـ آرایش کردن، آراستن، زینت دادن

۶

decorate

آذین کردن، پیراستن، آرایش دادن، زینت کردن، نشان یا مدال دادن به

۷

embellish

آرایش کردن، آرایش دادن، زینت دادن، زیبا کردن، پیراستن