واژههای فارسی←ترین خویشاوندان - نزدیک -فرهنگ آریانپورترین خویشاوندان - نزدیک -#۵۶٬۶۷۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱next of kinنزدیک ترین خویشاوندان، منسوب بلافصل، وارث بلافصلواژههای نزدیک در الفباتریاکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتریاکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتریانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتریای جوانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتریبونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتریبون در کلاسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر