واژههای فارسی←ترین - عقب -فرهنگ آریانپورترین - عقب -#۵۶٬۶۶۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hindmostعقب ترین، پسین، دورترین۲rearmostعقب ترین۳aftermostنزدیکترین دکل عقب کشتى، پست ترین، عقب ترین، واپسینواژههای نزدیک در الفباتریاکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتریاکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتریانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتریای جوانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتریبونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتریبون در کلاسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر