فرهنگ آریان‌پور

تری

#۵۶٬۶۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

wet

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن

۲

wetness

نمدارى، ترى

۳

humidity

رطوبت، ترى، نم، مقدار رطوبت هوا

۴

wettability

خیسى، ترى، قابلیت خیسى

۵

moisture

رطوبت، نم