فرهنگ آریان‌پور

تروشرویی کردن

#۵۶٬۵۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

hump

قوز، کوژ، کوهان، برآمدگى گرد، پیاده روى، قوز کردن، تروشرویى کردن، روى کول انداختن