فرهنگ آریان‌پور

ترنجیدن

#۵۶٬۵۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

contraction

انقباض، اختصار، ادغام، همکشیدن، ترنجیدن

۲

contract

قرارداد، مقاطعه، منقبض کردن، منقبض شدن، کنترات، پیمان پیمان بستن، قرارداد بستن، مقاطعه کارى کردن، کنترات کردن، مخفف کردن، همکشیدن

۳

undulate

موج دار کردن، تموج داشتن، موجدار بودن، نوسان داشتن

۴

constrict

تنگ کردن، جمع کردن، منقبض کردن