فرهنگ آریان‌پور

ترنجش

#۵۶٬۵۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

fit

بیهوشى، غش، تشنج، هیجان، درخور، مناسب، شایسته، تندرست، اندازه بودن (جامه) برازندگى، زیبنده بودن بر، مناسب بودن براى، (مجازى) شایسته بودن، متناسب کردن، سوار یا جفت کردن، (حقوق) صلاحیت دار کردن، تطبیق کردن، قسمتى از شعر یا سرود، بند، در خور، مقتضى، خوراندن

۲

spasm

شنجه، تشنج موضعى، آلت تشنج و اضطراب

۳

undulation

تموج، نوسان، حرکت موجى، زیروبم

۴

contraction

انقباض، اختصار، ادغام، همکشیدن، ترنجیدن