فرهنگ آریانپور
ترنجش
#۵۶٬۵۴۲
fit
بیهوشى، غش، تشنج، هیجان، درخور، مناسب، شایسته، تندرست، اندازه بودن (جامه) برازندگى، زیبنده بودن بر، مناسب بودن براى، (مجازى) شایسته بودن، متناسب کردن، سوار یا جفت کردن، (حقوق) صلاحیت دار کردن، تطبیق کردن، قسمتى از شعر یا سرود، بند، در خور، مقتضى، خوراندن
spasm
شنجه، تشنج موضعى، آلت تشنج و اضطراب
undulation
تموج، نوسان، حرکت موجى، زیروبم
contraction
انقباض، اختصار، ادغام، همکشیدن، ترنجیدن