فرهنگ آریان‌پور

ترمیم‌ کردن

#۵۶٬۵۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

rehabilitate

نوتوان کردن، توانبخشى کردن، داراى امتیازات اولیه کردن، تجدید اسکان کردن، اعاده حیثیت کردن، ترمیم کردن، به حال نخست برگرداندن

۲

remedy

گزیر، علاج، دارو، درمان، میزان، چاره، اصلاح کردن، جبران کردن، درمان کردن

۳

reshuffle

برزدن، تجدید سازمان کردن، تغییرات سازمانى دادن