فرهنگ آریان‌پور

ترم

#۵۶٬۴۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

term

مدت، دوره، دوره انتصاب، جمله، اصطلاح، عبارت، نیمسال، سمستر، ثلث تحصیلى، شرایط، روابط، فصل، موقع، هنگام، نامیدن، لفظ، شرط

۲

quarter

یک چهارم، یک چارک، چهارک، ربع، مدت سه ماه، برزن، اقامتگاه، محله، بخش، ربعى، به چهار قسمت مساوى تقسیم کردن، پناه بردن به، زنهار دادن، زنهار