فرهنگ آریان‌پور

ترکیدنی

#۵۶٬۴۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

detonable

قابل انفجار، ترکیدنى

۲

detonatable

قابل انفجار، ترکیدنى

۳

live

زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر

۴

explosive

منفجر شونده