واژههای فارسی←ترکیدن تایر و بادکنکفرهنگ آریانپورترکیدن تایر و بادکنک#۵۶٬۴۶۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱blow(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدنواژههای نزدیک در الفباترکیبی که دارای ازت و کلر باشدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترکیبی که دارای شش ذره اب باشدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترکیبی که عامل هیدورکسید داشته باشدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترکیبی مانند فلز برنجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترکیبی مرکب از الکل و استونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترکیبی یا صرف و - رابطه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر