فرهنگ آریانپور
ترکیب کردن
#۵۶٬۴۰۳
synthesize
ترکیب کردن، آمیختن، ترکیب شدن، هم گذارى کردن
combine
با هم پیوستن، ملحق شدن، متحد شدن، آمیختن، (شیمى) ترکیب شدن، ماشین درو و خرمن کوبى، کمباین، ترکیب کردن
concoct
درست کردن، جعل کردن، اختراع کردن، ترکیب کردن، پختن، (معنى مجازى) گواریدن
compound
مرکب، چند جزیى، جسم مرکب، لفظ مرکب، بلور دوتایى محوطه، عرصه، حیاط، ترکیب ترکیب کردن، آمیختن
mix
آمیختن، آمیزه، مخلوط، درهم کردن، آشوردن، سرشتن، قاتى کردن، مخلوط کردن، اختلاط
compose
سرودن، ساختن، درست کردن، تصنیف کردن
integrate
تمام کردن، کامل کردن، درست کردن، یکى کردن، تابعه اولیه چیزى را گرفتن، اختلاط
preparation
پستایش، آمادش، تهیه، تدارک، تهیه مقدمات، اقدام مقدماتى، آماده سازى، آمادگى، آمایش، تمهید