فرهنگ آریانپور
ترکیب
#۵۶٬۳۶۰
concoction
ترکیب، معجون
contexture
ترکیب، بافت، مفاد
combination
ترکیب، آمیزش
composition
ترکیب، ساخت، انشاء، سرایش، قطعه هنرى
blend
مخلوطى (از چند جنس خوب و بد و متوسط) تهیه کردن (مثل چاى)، ترکیب، مخلوط، آمیختگى، آمیزه
built
ساخت، ریخت، ترکیب
feature
خصیصه، سیما، چهره، طرح صورت، ریخت، ترکیب، خصوصیات، نمایان کردن، به طور برجسته نشان دادن واژه هاى شامل
compound
مرکب، چند جزیى، جسم مرکب، لفظ مرکب، بلور دوتایى محوطه، عرصه، حیاط، ترکیب ترکیب کردن، آمیختن
admixtion
مخلوط، ترکیب، هم آمیزه
admixture
مخلوط، ترکیب، هم آمیزه
commixture
اختلاط، ترکیب
confection
شیرینى، معجون، ترکیب، ساخت، مربا
conjugation
(دستور زبان) صرف، پیوستگى، ترکیب، گشنگیرى
conformation
تطبیق، برابرى، سازش، توافق، ساخت، ترکیب
consolidation
تحکیم، تثبیت، تقویت، ترکیب، اتحاد، قوام
construction
ساختمان، عمارت، ساخت