فرهنگ آریان‌پور

ترکیب

#۵۶٬۳۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

concoction

ترکیب، معجون

۲

contexture

ترکیب، بافت، مفاد

۳

combination

ترکیب، آمیزش

۴

composition

ترکیب، ساخت، انشاء، سرایش، قطعه هنرى

۵

blend

مخلوطى (از چند جنس خوب و بد و متوسط) تهیه کردن (مثل چاى)، ترکیب، مخلوط، آمیختگى، آمیزه

۶

built

ساخت، ریخت، ترکیب

۷

feature

خصیصه، سیما، چهره، طرح صورت، ریخت، ترکیب، خصوصیات، نمایان کردن، به طور برجسته نشان دادن واژه هاى شامل

۸

compound

مرکب، چند جزیى، جسم مرکب، لفظ مرکب، بلور دوتایى محوطه، عرصه، حیاط، ترکیب ترکیب کردن، آمیختن

۹

admixtion

مخلوط، ترکیب، هم آمیزه

۱۰

admixture

مخلوط، ترکیب، هم آمیزه

۱۱

commixture

اختلاط، ترکیب

۱۲

confection

شیرینى، معجون، ترکیب، ساخت، مربا

۱۳

conjugation

(دستور زبان) صرف، پیوستگى، ترکیب، گشنگیرى

۱۴

conformation

تطبیق، برابرى، سازش، توافق، ساخت، ترکیب

۱۵

consolidation

تحکیم، تثبیت، تقویت، ترکیب، اتحاد، قوام

۱۶

construction

ساختمان، عمارت، ساخت