فرهنگ آریانپور
ترکش
#۵۶٬۳۳۳
quiver
ترکش، تیردان، به هدف خوردن، درتیر دان قرار گرفتن، لرزیدن، ارتعاش
blast
وزش، سوز، باد، دم، جریان هوا یا بخار، صداى شیپور، بادزدگى، (معدن) انفجار، (علوم نظامى) صداى انفجار، صداى ترکیدن، ترکاندن، سوزاندن blast blowup
burst
(past: burst ; past participle: burst) ـ قطع کردن، ترکیدن، از هم پاشیدن، شکفتن، منفجر کردن، انفجار، شیوع، قطارى، پشت سر هم
explosion
انفجار، بیرون ریزى، سر و صدا، هیاهو