واژههای فارسی←ترکاندن تایر و بادکنکفرهنگ آریانپورترکاندن تایر و بادکنک#۵۶٬۳۲۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱blow(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدنواژههای نزدیک در الفباترکاندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترکاندن - دینامیت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترکاندن با خشونت و شدتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترکاندن با دینامیتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترکاندن با صدای بلندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترکاندن با گوهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر