فرهنگ آریانپور
ترک خورده
#۵۶٬۲۶۵
clift
شکاف، ترک، چنگال، شکاف دار، ترک خورده
dehiscent
شکوفا، ترک خورده
cleft
(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول
cracked
ترک دار، مودار، دیوانه، مخبط