فرهنگ آریان‌پور

ترک خورده

#۵۶٬۲۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

clift

شکاف، ترک، چنگال، شکاف دار، ترک خورده

۲

dehiscent

شکوفا، ترک خورده

۳

cleft

(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول

۴

cracked

ترک دار، مودار، دیوانه، مخبط