فرهنگ آریان‌پور

ترک انداختن

#۵۶٬۲۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

crack

کاف، رخنه، ترک، شکاف، ضربت، ترق تروق، ترکانیدن، (شلاق) را به صدا درآوردن، تولید صداى ناگهانى و بلند کردن، شکاف برداشتن، ترکیدن، تق کردن

۲

fracture

شکستگى، انکسار، شکست، ترک، شکاف، شکستن، شکافتن، گسیختن، شکستگى (استخوان)