فرهنگ آریان‌پور

ترک

#۵۶٬۲۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

abandonment

ترک، رها سازى، واگذارى، دل کندن

۲

dereliction

ترک، رها سازى، فتور و سستى

۳

proscription

ترک، منع، تخطئه، تبعید، محکومیت، محرومیت

۴

chap

معامله کردن، انتخاب کردن، شکاف دادن، ترکاندن، خشکى زدن پوست، زدن، مشترى، مرد، جوانک، شکاف، ترک، فک

۵

quit

(past: quit, quitted ; past participle: quit, quitted) ـ ول کردن، دست کشیدن از، تسلیم شدن ترک، متارکه، رها سازى، خلاصى

۶

clift

شکاف، ترک، چنگال، شکاف دار، ترک خورده

۷

crack

کاف، رخنه، ترک، شکاف، ضربت، ترق تروق، ترکانیدن، (شلاق) را به صدا درآوردن، تولید صداى ناگهانى و بلند کردن، شکاف برداشتن، ترکیدن، تق کردن

۸

craze

دیوانه کردن، فکر کسى را مختل کردن، دیوانگى، شور، شوق، ترک، شکاف

۹

split

(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک واژه هاى شامل

۱۰

fisure

شکاف، چاک، ترک، درز، شکافدار کردن

۱۱

forsake

(past: forsook ; past participle: forsaken) ـ ول کردن، ترک، رها کردن، انکار کردن

۱۲

pillion

زین زنانه، ترک، ترک سوار شدن

۱۳

fracture

شکستگى، انکسار، شکست، ترک، شکاف، شکستن، شکافتن، گسیختن، شکستگى (استخوان)

۱۴

desuetude

عدم استعمال، ترک، موقوف شدگى، متارکه، وقفه

۱۵

interstice

درز، شکاف، چاک، ترک، فاصله، سوراخ ریز

۱۶

renunciation

چشم پوشى، ترک، کناره گیرى، قطع علاقه

۱۷

cleft

(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول