فرهنگ آریان‌پور

ترقی

#۵۶٬۲۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز rise upswing

۲

jump

جستن، پریدن، خیز زدن، جور درآمدن، وفق دادن، پراندن، جهاندن، پرش، جهش، افزایش ناگهانى، ترقى، جهش جهیدن

۳

lift

بلند کردن، سرقت کردن، بالا رفتن، مرتفع به نظر آمدن، بلندى، بالابرى، یک وهله بلند کردن بار، دزدى، سرقت، ترقى، پیشرفت، ترفیع، آسانسور، بالارو، جر ثقیل، بالا بر

۴

boost

بالا بردن، زیاد کردن، ترقى، بالا رفتن، ترقى دادن، جلوبردن، بالا بردن (قیمت)، کمک کردن

۵

growth

رشد، نمود، روش، افزایش، ترقى، پیشرفت، گوشت زیادى، تومور، چیز زائد، نتیجه، اثر، حاصل

۶

upturn

چرخش به بالا، برگشت (به وضع بهتر)، تبدیل به احسن، تغییر وضع، رو به ترقى

۷

ascent

سربالایى، فراز، صعود، ترقى، عروج، فرازروى

۸

pickup

پیکاپ، دستگاه برقى ناقل صداى گرامافون، انتخاب، رشد، ترقى، تجدید فعالیت، چیدن، هر چیز انتخاب شده، آشنایى تصادفى، (دختر) بلند کردن، برداشتن، سوار کردن، گرفتن، بهبودى یافتن

۹

progress

پیشرفت، پیشرفت کردن، پیشروى، حرکت، ترقى، جریان، گردش، سفر

۱۰

increase

افزودن، افزایش، زیاد کردن، توسعه دادن، توانگر کردن، ترفیع دادن، اضافه، رشد، ترقى، زیادشدن

۱۱

increment

نمو، نمو دادن، افزایش، ترقى، سود، توسعه

۱۲

promotion

ترفیع، ترقى، پیشرفت، جلو اندازى، ترویج واژه هاى شامل

۱۳

procession

حرکت دسته جمعى، ترقى تصاعدى، ترقى، به صورت صفوف منظم، دسته راه انداختن، درصفوف منظم پیشرفتن

۱۴

advancement

پیشرفت، ترقى، ترفیع، (حقوق) سهم الارثى که در زمان حیات پدر به فرزندان مى دهند، پیش قسط

۱۵

development

پیشرفت، توسعه، بسط، ترقى، نمو، ظهور (عکس)، ایجاد

۱۶

improvement

بهبود، پیشرفت، اصلاح، بهتر شدن، بهسازى