ترقی
#۵۶٬۲۰۹
rise
(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز rise upswing
jump
جستن، پریدن، خیز زدن، جور درآمدن، وفق دادن، پراندن، جهاندن، پرش، جهش، افزایش ناگهانى، ترقى، جهش جهیدن
lift
بلند کردن، سرقت کردن، بالا رفتن، مرتفع به نظر آمدن، بلندى، بالابرى، یک وهله بلند کردن بار، دزدى، سرقت، ترقى، پیشرفت، ترفیع، آسانسور، بالارو، جر ثقیل، بالا بر
boost
بالا بردن، زیاد کردن، ترقى، بالا رفتن، ترقى دادن، جلوبردن، بالا بردن (قیمت)، کمک کردن
growth
رشد، نمود، روش، افزایش، ترقى، پیشرفت، گوشت زیادى، تومور، چیز زائد، نتیجه، اثر، حاصل
upturn
چرخش به بالا، برگشت (به وضع بهتر)، تبدیل به احسن، تغییر وضع، رو به ترقى
ascent
سربالایى، فراز، صعود، ترقى، عروج، فرازروى
pickup
پیکاپ، دستگاه برقى ناقل صداى گرامافون، انتخاب، رشد، ترقى، تجدید فعالیت، چیدن، هر چیز انتخاب شده، آشنایى تصادفى، (دختر) بلند کردن، برداشتن، سوار کردن، گرفتن، بهبودى یافتن
progress
پیشرفت، پیشرفت کردن، پیشروى، حرکت، ترقى، جریان، گردش، سفر
increase
افزودن، افزایش، زیاد کردن، توسعه دادن، توانگر کردن، ترفیع دادن، اضافه، رشد، ترقى، زیادشدن
increment
نمو، نمو دادن، افزایش، ترقى، سود، توسعه
promotion
ترفیع، ترقى، پیشرفت، جلو اندازى، ترویج واژه هاى شامل
procession
حرکت دسته جمعى، ترقى تصاعدى، ترقى، به صورت صفوف منظم، دسته راه انداختن، درصفوف منظم پیشرفتن
advancement
پیشرفت، ترقى، ترفیع، (حقوق) سهم الارثى که در زمان حیات پدر به فرزندان مى دهند، پیش قسط
development
پیشرفت، توسعه، بسط، ترقى، نمو، ظهور (عکس)، ایجاد
improvement
بهبود، پیشرفت، اصلاح، بهتر شدن، بهسازى