فرهنگ آریان‌پور

ترق‌ کردن

#۵۶٬۱۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

crack

کاف، رخنه، ترک، شکاف، ضربت، ترق تروق، ترکانیدن، (شلاق) را به صدا درآوردن، تولید صداى ناگهانى و بلند کردن، شکاف برداشتن، ترکیدن، تق کردن